رشيد الدين فضل الله همدانى
3
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
على به رضاى ايشان به خلافت و تقدم و امامت متعيّن بود « 1 » . و منصور دوانيقى ، كه دوم خليفه عباسى بود ، و فرزندان او هركه را از سادات علويه مخالف خود يافتند بكشتند و بقايا را به قدح [ 3 ] نسب مطعون گردانيدند و به اطراف و اكناف جهان مستأصل ، تا در نظر مردم خوار و بىمقدار و زبون شوند و طمع در ملك و خلافت نكنند . و زمان دولت عباسيان « 2 » نگاه كردند ، ميدان از مردان خالى يافتند و خصم غافل و امور مهمل و همتها متقاصر « 3 » و عزيمتها واهى و متابعت شهوات و لذات غالب و امر معروف مقهور و نهى منكر مغلوب ، در هر گوشهاى فرصتى جستند و داعيان خرد [ مند ] شيرينسخن و رفيقان نيكوبيان لطيفگفتار بر دعوت آغاليدند و ، به جهت ايعاد « 4 » و جهاد ، به چهار جانب بفرستادند : جانب اول ، مشرق از بدايت خراسان تا نهايت تركستان و آنچه بدان متصل بود از حدود نيم روز ؛ دوم « 5 » ، جانب جنوب مبدأى آن از عراق و بابل و كوفه تا اقصاى حجاز و به وادى زمين يمن و آنچه مجاور آن است ؛ جانب سوم ، از بدايت ديار بكر و ديار ربيعه و شام تا غايت مغرب ؛ چهارم ، از ساحل درياى مشرق تا بصره « 6 » و عمان و بحرين تا سند و هند و نهايت صين و آنچه بدان پيوسته است . و به هر جهتى و ناحيتى ، داعيان خوشلهجه « 7 » ، نيكوعبارت ، مليحبلاغت ، شيرينفصاحت ، خردمند بيدار و هشيار ، نصب كردند ، و فصول 3 عهود و مواثيق مفاوضه و تلقين [ كردند ] « 8 » تا در صيانت نفس و طهارت بدن و پاكدامنى و خوشخلقى و چربزبانى و نيكوعشرتى يد بيضا و دم مسيحا نمايند و بيان سخنها و تلقين كلام مناسب موافق مدعوّ تقرير كنند .
--> ( 1 ) . اين عبارت آشفتگى دارد و چنين است نسخهها : مجمع ملى : دوم آنكه با وجود عباس و پسرش عبد اللّه ، كه عم بود و برادر رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم ، على به رضايت ايشان به خلافت و مقدم و امامت متعين بود . زبده : دوم آنكه به اقرار و استرضاى عبد اللّه عباس كه به سال مهتر بود و عم على به خلافت تعيين . ل : دوم آنكه با وجود عباس و پسرش ، رضى اللّه عنهما ، على ، عليه السلام ، به رضاى ايشان به خلافت و امامت متعين بود . مجمع د : دوم آنكه با وجود عباس و پسرش ، عبد اللّه ، على كه ابن عم و برادر رسول بود ترضيه ايشان به خلافت و تعهد و تقدم و امامت متعين بود . در مجمع م نيامده . ( 2 ) . از عبارت « زمان دولت عباسيان » چاپ اين كتاب در مجلهء آسيايى لندن ( سال 1931 ، ص 222 ) آغاز مىشود . ( 3 ) . مجمع م : قاصر . ( 4 ) . مجلهء آسيايى و مجمع د : به جهت بعد جهات . ( 5 ) . مجلهء آسيايى و مجمع د : جانب دوم ( 6 ) . مجلهء آسيايى : تا بصره ؛ ص و مجمع د « تا » ندارد ( 7 ) . مجمع ملى : خوشكلام ؛ مجمع م : خوشلهجه ؛ ص درست خوانده نمىشود ( 8 ) . مجمع د و مجله آسيايى : مفاوضه تلقين .